نقرس

Geotag Icon این پست را روی نقشه ببینید

دو پاها ۸ ساعت آخری رو که خورشید نیست جایی بی‌حرکت دراز می‌کشن و چشمهاشون رو می‌بندند.

من که حوصلم سر رفته بودم اومدم تو خیابون دیدم یک دوپای دم دار (آقا) ایستاده تو کوچه یک لنگه کفش پوشیده، یک لنگه هم دستش گرفته (کفش اینه +) و داره از درد به خودش می‌پیچه. یهو دوستش با ماشین رسید سوارش کرد من هم بدون اینکه متوجه بشن سوار شدم.

رفتیم یک جائی به اسم بیمارستان (دقیقا اینجا +). یک آقائی که لباس سفید پوشیده بود و بهش می‌گفتن دکتر پرسید: «شصت پات چی شده؟ ضربه خورده؟»

پسره گفت: «نه»gout

- پس مشکلش چیه که شده اندازه کلت؟

-نمی‌دونم یهو درد گرفت. قبلا ماهی یکبار خفیف درد می‌گرفت، فرداش خوب می‌شد، بعد ده روز یکبار، بعد… الآن دو سه روزه که درد می‌کنه ولی دیگه نه تنها خوب نشد، روز هم داره بدتر میشه و همینجوری هم پام داره ورم می‌کنه، الآن دیگه از شدت درد داشتم گریه می‌کردم که این موقع شب اومدم…

-برو عکس بگیر حتما چیزی شده خبر نداری.

-نه! آقا هیچ وقت ضربه نخورده! همه می‌گن از نشستن زیاده، روزی ۵ ساعت می‌خوابم بقیش رو پای کامپیوترم. پوست اندامهای تحتانیم زخم شده، صندلیم از همه زوایا پرس شده و دیگه خاصیت ارتجاعی نداره. از بس روی دسته‌اش لم دادم که به بقیه جاهام فشار کمتر بیاد اون هم شکست.

-مگه ممکنه؟ آخه چرا؟

اینجا دوستش گفت اعتیاد! اعتیاد اینترنتی! از کاغذ در اومده فقط تو مانیتور می‌خونه از صبح تا شب.

-باورنکردنیه! امکان نداره، برین عکس بگیرین ببینم چی شده!

رفتند عکس گرفتند و برگشتند، آقای دکتر بررسی کرد ولی اشکالی که فکر می‌کرد ندید. رفت دکترهای دیگر رو صدا کرد٬ و آخرش هم رفتند یک دکتر از همه مهمتر رو صدا کردند چون به چیزی که حدس می‌زدن مطمئن نبودند: «آخه تو این سن؟ از هر ۱۰۰۰ نفر فقط ۷ نفر این مشکل رو پیدا می‌کنند اون هم معمولا حدود ۵۰ سالگی

اون دکتره هم گفت بله معمولاً! ولی آزمایش خون نشون خواهد داد که همینه: نقرس

برچسبها: ، ،

آذرخش وباران

Geotag Icon این پست را روی نقشه ببینید

زیبا بود اما وحشتناک!

آذرخش

ما پشتمون به خورشید بود ولی یهو همه‌جا سفید می‌شد از روز هم روشن‌تر!
بعدش آسمون با صدای وحشتناکی می‌ترکید و ازش یک چیزهایی می‌ریخت پایین که خیلی خیس بود.
من خیلی ترسیدم، ولی این آدمها که روز بروز عجیب و غریب‌تر به نظرم میان، همه خوشحال بودند.
اون روزی هم که رفته بودیم آقای فوتبال رو ببینیم (+)، آخرش همه آدمها مثل همین آسمون، تو یک لحظه با صدای بلند ترکیدند و از چشمهاشون همین چیزهای خیس میومد بیرون. اون موقع هم من ترسیدم ولی اونها خوشحال بودند!

لحظه بالا رو یک زمینی ثبت کرده بود (اینجا +) و خیلی بیشترش هم اینجاست (+).

برچسبها: ، ، ، ، ،

ممد نبودی ببینی…

Geotag Icon این پست را روی نقشه ببینید

من فهمیدم حماسه لغت کاربردی در ایران هست و مترادف فردوسی نیست.محمد جهان آرا
اینجا هر روز حماسه دارند. به دیروز می‌گفتند سالروز حماسه دوم خرداد، به امروز می‌گن سالروز حماسه سوم خرداد…
مثل اینکه در یک سالی که بهش می‌گن ۱۳۶۱ یک عده آدم از جان گذشته بعد از ۵۷۸ روز محل زندگیشون رو (همین محوطه‌ی روی نقشه) از یک عده آدم از انسانیت گذشته پس گرفتند…(+)

با اینکه خیلی خوشحال بودن ولی از اینکه ممدشون (+) نبود که خوشحالیشون رو ببینه خیلی ناراحت بودن… (انسانها موجودات پیچیده‌ای هستند که همزمان می‌تونند دو تا احساس متضاد رو با هم داشته باشند)

بشنوید:

 
icon for podpress  خرمشهر آزاد شد [4:25m]: Play Now | Play in Popup | Download

 
icon for podpress  ممد نبودی ببینی [2:42m]: Play Now | Play in Popup | Download
برچسبها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
صفحه 11 از 12123456789101112