۱م مهر ۱۳۸۷ Unique
دیدگاه ۳ زمینی
این پست را روی نقشه ببینید
حدود ۲۰ روزه که خواب و خوراک زمینیها تغییر پیدا کرده. این رفتار قراره تا ۱۰ روز دیگه ادامه داشته باشه. روزهای اول وقتی دیدم همه دیر میرن سرکار و بعد از چند ساعت کار کردن زود برمیگردن خونه و میخوابن خیلی تعجب کردم. جالب اینجا بود که نهار هم نمیخوردند. تجربههای قبلی نشون داده که هروقت آدمها با هم یک کاری میکنند که علتش رو نمیشه درک کرد و عجیب غریب به نظر میاد مربوط میشه به همون دستوراتی که معتقدند از ماوراء میاد. برای همین این بار گزارش رو سریع نفرستادم تا تحقیقاتم تکمیل بشه و موجب سوءتفاهم نشه.

به این ۳۰ روز میگن ماه رمضان، در این ماه طی مدتی که نور خورشید به زمین میرسه نه تنها نهار که هیچ چیز نباید خورد. این چیزی بود که در نگاه اول به نظر میرسید. فلسفه این کار اما گفته شده که پرهیز است و تزکیه نفس. یعنی زمینیها در این یک ماه باید خیلی از کارهایی رو که مذهبشون بد میدونه (ولی همیشه انجامش میدن) انجام ندن، به خودشون سختی بدن تا کمی مزه زندگی کسانی رو که همیشه سختی میکشند بچشند، به خیلی چیزها فکر کنند، اینکه از کجا اومدن؟ چرا اومدند؟ کجا قراره برن؟ رفتارشون در زندگی چطور بوده و… به مجموعه این کارها میگن «روزه گرفتن».

نکته جالب اما واقعیت موجوده، زمینیها در برابر روزه چهار رفتار متفاوت از خودشان نشان میدهند، عده بسیار کمی هستند که اعتقادات ثابت و مشخصی دارند یعنی یا بدون شرم از روزهخواری مثل قبل و مطابق عقایدشان رفتار میکنند و یا مؤمینی هستند که در ماههای دیگر هم به فرائض دینیشان عمل میکنند و از ماه رمضان بیشتر فیض روحانی میبرن تا اینکه فقط به نخوردن اکتفا کنند.
اما عده بسیار زیادی با روزه مثل بقیه دستورات مذهبی (مثل نماز) که به وجوب انجامش ایمان عقلی ندارند رفتار میکنند، یعنی اصلا روزه نمیگیرند ولی نفی هم نمیکنند، سعی میکنند اعتقادشان را با دلایلی مثل :«من معدهام ناراحته» «من سر کار میرم» «دکتر گفته» و… نزد دیگر معتقدین و خدایشان به اثبات برسانند در عین حال در جواب سؤال کسی که علنی روزهخواری میکند میگویند:«نه بابا! روزهام کجا بوده».

دسته سوم که شامل اغلب روزهداران میشود در آخرین لحظات مدت مجاز خوردن از خواب بیدار شده و تا نوای اعلام پایان وقت مجاز بلند نشده تا جایی که میتوانند میخورند و مینوشند. برای این عده روزه فقط در بعد نخوردن در روشنائی روز معنی پیدا میکند و حتی در همان یک بعد هم زندگیشان را با فقرا شبیه سازی نمیکنند، یعنی تا جای ممکنه از میزان کار کم میکنند و بر ساعت استراحت اضافه میکنند تا مبادا مجبور به خوردن یا نوشیدن شوند و به محض اینکه خورشید رفت چندین برابر تلافی میکنند.
بیشتر مردم در برخورد با مذهب از این دو دسته هستند یعنی یا باور عملی ندارند و یا طبق رسوم رایج و با انگیزه دوری از عذاب احتمالی رفع مسؤلیت میکنند ولی اگر کسی نقدی بر مذهب کند تعصب به خرج میدهند و میگویند:«من کاری ندارم سوالت چیه فقط جلوی من راجع به دین و امام اینجوری حرف نزن و از این سؤالها نپرس که خوشم نمیاد»
ماه رمضان بیشتر از اینکه یک ماه مذهبی باشد یک ماه فرهنگی است، به جای اینکه نخوردنها باعث ارزانتر شدن مواد غذائی شود برعکس گران شده و مردم به جای نگرانی از حال و روز گرسنهها در عین نداری عزای برآمدن از عهده میهمانیهای پر زرق و برق افطار را دارند.

در این ماه سه شب وجود داره که به طور محسوسی همه دستهبندیهای بالا را بهم میریزه، خیلی ها که روزه نمیگیرند در این سه شب میگیرند، خیلی ها که در عین روزهداری هر گناهی را به راحتی انجام میدادند در این سه شب انجام نمیدن و خیلیها که دین و مذهب را قبول ندارند در این سه شب بیتشر به اعتقاداتشون فکر میکنند.
یکی گفت چون شب قدره، یکی گفت چون شب قتله، یکی گفت بخاطر اینکه شبهای قدر از هزار شب برترند، یکی گفت یکی از این سه شب کتاب از آسمون اومده ولی معلوم نیست کدوم شب؟ شب ضربت خوردن، شب قتل و شب سوم آقا؟ نفهمیدم اینها یعنی چی؟ یعنی خوب یا یعنی بد؟ یعنی ناراحتی یا یعنی خوشحالی؟ قدر به قتل چه ربطی داره؟
در فکر هستم سیستم ارسال گزارش جدائی راه بندازم که هر روز یک جمله از کتابی که میگن از آسمانها اومده رو براتون بفرستم، عجیبه که خیلی از کسانی که بهش معتقدند یکبار هم نخوندنش حتی با این انگیزه که بینند اینی که از آسمون اومده چی داره میگه؟ باید بفهمیم که از کدوم سیاره اومده، سیاره آقای زمان.
برچسبها:
Quran،
ramadan،
ramezan،
رمضان،
قرآن
مختصات زمینی مکان (طول و عرض جغرافیایی): 31.6000004 ، 44.1899986
مربوط به: مذهب